ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۱۶ اسفند, ۱۳۸۹
ذات آدمی اقیانوسی است خارج از محدوده وزن و سنجش. ذات خود را شکوفا میسازد مانند گلی با گلبرگهای غیر قابل شمارش. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۹ اسفند, ۱۳۸۹
اگر کــار و کوشش با محبت توام نباشـد پوچ و بیثمـر است، زیـرا اگـر شمـا با محبت به تلاش برخیزید، میتوانید ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خوردهاید. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۴ اسفند, ۱۳۸۹
نیازهای انسان در حال دگرگونی است و تنها چیزی که دگرگون نمیشود عشق به اوست، زیرا عشق او باید پاسخگوی نیازهایش باشد. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۷ بهمن, ۱۳۸۹
چه ناچیز است زندگی کسی که با دستهایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمیبیند، جز خطوط باریک انگشتانش را. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۰ بهمن, ۱۳۸۹
حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۱۳ بهمن, ۱۳۸۹
چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بینیازی هستی دست به دعا برداری. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۷ بهمن, ۱۳۸۹
بسیاری از دینها به شیشه پنجره میمانند. راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا میکنند. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۹ دی, ۱۳۸۹
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفرهی شما نشسته است، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد. شما پیوسته چون ترازویید بیتکلیف در میانه اندوه و نشاط! «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۳ دی, ۱۳۸۹
زجر کشیده! تو آنگاه به کمال رسیدهای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند. «جبران خلیل جبران»
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۱۷ دی, ۱۳۸۹
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که: خدا در قلب من است، شایستهتر آن که گفته آید: من در قلب خداوندم. «جبران خلیل جبران»
بیشتر همراهی کردهاند