ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۴ فروردین, ۱۳۸۹
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی- اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! – دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی. – و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی. پسر لقمان گفت [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۴ فروردین, ۱۳۸۹
سلام دوستای عزیز احساس کردم فضای وب خیلی تکراری شده و برای ایجاد تنوع این مطلب رو که فکر میکنم جالب باشه رو براتون میذارم ، امیدوارم که خوشتون بیاد . . . من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ،من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،من [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۴ فروردین, ۱۳۸۹
۵۰۱- علت کمرویی فکر غلط است. تحقیر را از خود دور کنید. ۵۰۲- در کشاکش زندگی خداوند را به صورت یار مشفق و راهنمای خاموش خود در نظر داشته باشید. ۵۰۳- هدایت اراده در مسیر درست، اولین شرط موفقیت به شمار میرود. ۵۰۴- باید خودتان را از شر آنچه که نمیخواهید خلاص کنید تا برای [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۱ فروردین, ۱۳۸۹
از دو راه : ۱- عمل به فرامین او. ۲- دوست داشتن خلق.
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۱ فروردین, ۱۳۸۹
در طول زندگی بایستی احکام و فرامین او را به جای آورد. «اشو» راه رسیدن به حضور حق را در قالب حکایتی چنین مینگارد: روزی عارف کبیری در خانه اش نشیته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت: ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟ عارف [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۱ فروردین, ۱۳۸۹
گویند سی سال بود که هیچ کس فضیل عیاض را خندان ندیده بود، مگر آن روز که پسرش بمرد و او تبسم کرد. گفتند ای خواجه چه وقت این است؟ فضیل گفت: رضا، شادی دل است به تلخی قضا! اکنون دانستم که خداوند راضی بود به مرگ این پسر من نیز موافقت کردم و رضای [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۰۱ فروردین, ۱۳۸۹
همه چیز در جهان دو طرف دارد. اگر ما به فرامین خداوند گوش دهیم، باید مطمئن باشیم که او هم به درخواست های ما گوش میدهد. روزی در یک روستا درویشی در حال گذر بود. در همان حال کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها باز میکرد. به ناگه بر لب بام آمد و [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۵ اسفند, ۱۳۸۸
«پائولو کوئیلو» میگوید: خبرنگاری برایم تعریف میکرد روزی به منزل ژان کوکتو (دانشمند فرانسوی) رفتم، خانه او در حقیقت کوهی از قاب نقاشیهای هنرمندان مشهور و کتاب بود. ژان کوکتو همه چیز را نگه میداشت و علاقه زیادی به هر یک از آن اشیا داشت. در یک مصاحبه از ژان کوکتو پرسیدم اگر مشکلی پیش [...]
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۵ اسفند, ۱۳۸۸
یک سوال: اگر روزی شما معلم یک کلاس باشید، سعی خود را برای فراگیری همه بچه ها بکار میبرید ولی بیشترین مراقبت و مواظبت خود را همیشه معطوف کدام دانش آموزان میکنید؟ طبعاً دانش آموزی که . . .
ارسال شده توسط دلنویس در تاریخ: ۲۵ اسفند, ۱۳۸۸
یک سخنران در مجلسی که تعداد کثیری حضور داشتند یک اسکناس ۱۰۰ دلاری از جیب بیرون آورد و پرسید چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حضار بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری کنم سپس [...]
بیشتر همراهی کردهاند